تاریخ ایجاد در 30 مهر 1392

عنوان : موانع دولت سازي در افغانستان پس از طالبان

استاد راهنما : دكتر علي اصغر داودي

استاد مشاور : دكتر سعيد گازراني

دانشجو : مهدي رضواني مقدم

تاريخ دفاع : 1390

چكيده :

دولت ملت سازي از جمله مباحث جديد و مهم در حوزه مطالعات جامعه شناسي سياسي است كه متفكرين اين حوزه آن را فرآيندي مي دانند كه در طي آن جامعه يا شهروندان نقاط مشترك و وحدت‌ آفرين را تقويت و در عين حال نقاط افتراق و شكاف برانگيز را تضعيف يا از بين ميبرند. دولت افغانستان بعد از طالبان علي رغم تلاش هاي داخلي و بين المللي در امر دولت سازي ناموفق بوده است. بررسي موانع دولت ملت سازي در اين كشور اين فرضيه را تقويت كرد كه ساختار اجتماعي ناهمگون مهم ترين مانع دولت سازي در افغانستان مي باشد.

جامعه افغانستان تركيبي از قوميت هاي مختلف است كه با هم در آداب و رسوم، زبان و گويش، مذهب و فرهنگ بومي تفاوت هاي بسياري دارند. مسايل قومي و مذهبي شكاف هايي است كه مانع شكل گيري هويت ملي منسجم در افغانستان شده است. در واقع آنچه در اين كشور پديد آمده شكل گيري هويت هاي قومي است. لذا افغانستان همچنان جامعه اي قوم سالار است و مسأله قوميت ها در آن، تأثيرگذارترين مسأله در حوزه سياسي مي باشد. در افغانستان خاستگاه قدرت دولت پايتخت نيست، بلكه قدرت دولت از قبايل و اقوام سرچشمه مي گيرد. در نتيجه به نظر مي رسد شكاف هاي قومي و مذهبي و هويت مبتني بر آن مهم ترين مانع تكوين دولت سازي در افغانستان مي باشد.

Finland Sevastopol joomla