تاریخ ایجاد در 30 مهر 1392

عنوان : ‌آسيب شناسي فساد سياسي در ايران پس از انقلاب اسلامي 1357

استاد راهنما : دكتر سعيد گازراني

استاد راهنما : دكتر علي اصغر داودي

دانشجو : مهدي گازرگاهي طوسي

تاريخ دفاع : 1390

چكيده :

يكي از مهم ترين چالش هاي نظام سياسي در جوامع مختلف وجود فساد است. فساد در سطوح مختلفي شكل مي گيرد كه از مهم ترين آن ها مي توان به فساد سياسي اشاره كرد. مسأله فساد سياسي در ايران پس از انقلاب به عنوان يكي از مهم ترين چالش هاي مطرح شده در سطوح مختلف سياسي، اقتصادي و اداري قلمداد شده است. وجود فساد سياسي و رانت جوئي در كشور در ابعاد مختلف ناشي از عوامل متعددي است كه بررسي آن نياز به شناخت علل و زمينه هاي بروز آن در كشور دارد.

در پژوهش حاضر بر مبناي رويكرد آسيب شناختي به مسأله فساد پس از انقلاب و در مقطع زماني سال هاي 1368 تا 1384 پرداخته شده است. بر اين اساس پرسش اصلي پژوهش از اين قرار است كه چه عواملي سبب شكل گيري فساد سياسي در ايران بين سال هاي 1368 تا 1384 شده است؟ فرضيه اصلي پژوهش عبارت است از اينكه اجراي ناكارآمد سياست هاي تعديل ساختاري و بازسازي اقتصادي در سال هاي 1368 تا 1376 و تاكيد بر توسعه سياسي بدون توجه به لزوم مبارزه با فساد سياسي در سال هاي 1376 تا 1384 سبب شكل گيري فساد سياسي در ايران شده است. اين پژوهش همچنين شامل چهار فرضيه مكمل است : نبود اراده لازم در برخورد با عاملان فساد سياسي ، عدم مديريت سياسي كارآمد، نبود احزاب مستقل و كارآمد و بزرگي حجم دولت. گردآوري داده ها بر مبناي روش كتابخانه اي يا اسنادي شامل مطالعات كتب، مقالات و منابع الكترونيكي است. همچنين روش آزمون فرضيه در اين پژوهش نيز تبييني تحليلي است.

پژوهش شامل چهار فصل و يك نتيجه گيري است. در فصل اول برخي مفاهيم و مقدمات نظري بر اساس مراجع و منابع معتبر علمي تعريف شده است. در فصل دوم به پيامد هاي سياست تعديل ساختاري و بروز فساد سياسي در سال هاي 1368 تا 1384 پرداخته شده است. در فصل سوم تمركز بيش از حد دولت اصلاحات بر توسعه سياسي و عدم توجه به لزوم مبارزه با فساد در سال هاي 1376 تا 1384 بررسي شده است. در فصل چهارم نيز به عوامل موثر بر بروز فساد سياسي در سال هاي 1368 تا 1384 پرداخته و تلاش شده است اين عوامل مورد آسيب شناسي قرار گيرد.

اجراي ناكارآمد سياست هاي تعديل ساختاري در دولت سازندگي موجب شد، اين سياست ها علاوه بر پيامدهاي نامطلوب اقتصادي ، سياسي و اجتماعي آثار مخرب ديگري از جمله فساد سياسي و رانت جوئي داشته باشد . وجود فساد در شطوح مختلف در دولت اصلاحات نيز ادامه پيدا كرد كه ناشي از توجه بيش از حد دولت بر مسائل توسعه سياسي و بي توجهيي به زمينه هاي بروز فساد در كشور بود. علاوه بر موارد فوق به عنوان عوامل اصلي بروز فساد، عوامل ديگري نيز در سال هاي 1368 تا 1384 مزيد بر علت شدند. مهم ترين آنها عدم اراده لازم در برخورد با عاملان فساد از سوي هر يك از دولت هاي سازندگي و اصلاحات بود. همچنين نبود مديريت سياسي كارآمد در سطح كلان در اين دولت ها نيز عاملي براي سواستفاده و بروز فساد بود. به علاوه نبود احزاب سياسي كار آمد و مستقل از دولت بخصوص در دولت سازندگي موجب شد تا دولت خود را عاري از نظارت بداند و شاهد بروز انواع فساد باشيم. بزرگي حجم دولت نيز كه حاصل اقدامات و فعاليت هاي اقتصادي و سياسي در دوران سازندگي و اصلاحات بود از ديگر عوامل بروز فساد سياسي و رانت خواري در اين سال ها محسوب مي شد در نتيجه مي توان گفت بروز فساد سياسي در سطوح مختلف ناشي از تمركز صرف بر جنبه اي از توسعه همه جانه در دولت سازندگي و اصلاحات بود.

Finland Sevastopol joomla