تاریخ ایجاد در 03 شهریور 1392

عنوان : چگونگی تحول معنایی واژه آزادی در میان ایرانیان با تاکید بردوره قاجار

 

استاد راهنما : دكتر محسن مدیرشانه چی

 

استاد مشاور : دكتر محسن خلیلی

 

دانشجو : رضا دانشمندی

 

تاريخ دفاع : 87-1386

 

چكيده :

مساله ي پژوهش حاضر، زاده ي پرسش پيشيني و كلّي تر چرايي ناكامي نهضت مشروطه است. در تبيين ناكامي نهضت مشرطه ي ايران، برخي متاخرين بر اين باورند كه نخستين مناديان مشروطه ( اعّم از تحول طلبان يا علماي ديني و تجددّطلبان يا روشنفكران )،با حاقّ مفهوم مشرطه و همزادهاي آن چون آزادي، برابري، قانون و مقولاتي از اين دست، پي نبردند. در نتيجه، بنايي معوج در خور دانايي و آگاهي ناقص، ناصحيح و سطحي خود برپا كردند كه متزلزل بود و دوامي هم نداشت. چنين پاسخي خود آبستن پرسش ديگري بود كه چرا تحوّل طلبان و تجددّ طلبان اوّليه به لب و مغز مشروطه، مباني و مفاهيم آن پي نبردند و به پوسته ي آن بسنده كردند.

در برخي از پاسخ ها، بر حاملان انديشه ي مدرن در ايران يعني تحوّل خواهان و تجددّ طلبان اوّليّه تاكيد شده و برخي پاسخ ها نيز بر عوامل بيروني انگشت مي نهند. عدم امادگي و بلوغ اجتماعي براي فهم مدرنيته وعدم تناسب مدرنيته به عنوان ره آورد سرمايه داري با شرايط جامعه ي فئودالي عصر قاجار و عدم درك اين مساله توسّط تحوّل خواهان و تجددّ طلبان اوّليه ، آشنايي با واسطه و دست دوم با دنياي جديد، توجّه به چهره ي تكنولوژيك مدرنيته و غفلت از مباني انسان شناختي، هستي شناسي، معرفت شناختي آن، فقر زباني و تجارب تاريخي، فهم مدرنيته در گفتمان سنّت و يا در متن شنّت قدمايي نمونه هايي از هر دو گونه پاسخ اند.

ضمن مؤثر دانستن فرضيّات پيشين، مدّعاي پژوهش حاضر، كه صرفاً به بررسي تلقّي تحوّل خواهان و تجددّطلبان اوّليه از آزادي مدرن مي پردازد، تكميل كننده پاسخ هاي مذكور است. فرضيه ي اين پژوهش، پيش از آن كه به فاهمان آزادي مدرن و برداشت آنان متّكي باشد، بر بستر تاريخي، سياسي و اجتماعي چنين فهم هايي تاكيد مي كند. به بيان كلّي تر، اين فرضيّه به عوامل غيرمعرفتي معرفت آنان مي پردازد.

بر اساس اين فرضيه تجددّ طلبان و تحوّل خواهان عصر مشروطه آزادي مدرن را در بستر تاريخي، سياسي، اجتماعي خاصّي فهم كردند، فضايي كه آزادي در آن تنها يك متضاد داشت و آنان نيز آزادي مدرن را " با ضداد ها " يعني استبداد نفس ديگر و فراگير شناختند و " آزادي " از استبداد، آرمان غايي آنان شد. به دور از تمام خواستن ها، اراده ها و قصد ها، آنچه در نهايت به تلقّي و درك تحوّل خواهان و تجددّ طلبان اوّليه از مفهوم جديدي چون آزادي شكل مي داد، مساله و نياز اجتماعي ملموس و عيني آنان بود.

با چنين رويكردي، مي بايست دو گام ضروري در تحقيق حاضر برداشته مي شد؛ نخست تعريف و شاخص بندي آ‍زادي مدرن - كه ضمن تعاريف عملياتي صورت گرفت – و توصيف تلقّي تحوّل خواهان و تجددّ طلبان اوّليه از آن و نشان دادن ميزان انطباق اين دو. دوم، تبيين چرايي تلقي ناقص و يا حداقلي آنان. براي درك منطق دروني انديشه ي تحوّل خواهان و تجدّد طلبان اوّليّه مدل اسپريگنز به كار رفته، و رابطه ي مسأله، علت يابي و راه حل و تناسب تلقي از آزادي، با اين سه نشان داده شده است.

 

 

Finland Sevastopol joomla